فال
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد
، آنقدر که یکی از این شب های لعنتی
آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ، روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد و روزی که
عاشق دیگری می شود !

نمی خواهم برگردی
این را به همه گفته ام
حتی به تو
به خودم
اما نمی دانم
چرا هنوز
برای آمدنت فال می گیرم!

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13:40 توسط پونه
|
سلام خیلی خوش اومدی.این وبلاگ متعلق به یه نگاه منتظروخسته است.حتما تمام متن هامو کامل بخونید بعد نظر بذارید.خوشحال میشم متن های قشنگتون رو برام بفرستید.....نظر یادتون نره