بنویس
من از تجربه های تلخ آموختم که هیچ شاخه ای از هیچ ساقه ای جدا نیست
و هیچ ساقه ای از هیچ برگی راضی نیست…برگ ازدرخت دلخوره پاییز بهانه ای بیش نیست…
پرنده همیشه بر درخت ثابت نیست…اما بی تو بی حاصل به خاک ایمان آوردی؟…
میشه مثل یه قطره اشک منو از چشمهات بندازی…ولی من نمی تونم
جلوی اشکام رو که از رفتن تو سرازیر شده بگیرم…ببین ..
من یه دل دارم که کارش منت کشیدنه….تو مقصر نیستی خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم
و هیچ ساقه ای از هیچ برگی راضی نیست…برگ ازدرخت دلخوره پاییز بهانه ای بیش نیست…
پرنده همیشه بر درخت ثابت نیست…اما بی تو بی حاصل به خاک ایمان آوردی؟…
میشه مثل یه قطره اشک منو از چشمهات بندازی…ولی من نمی تونم
جلوی اشکام رو که از رفتن تو سرازیر شده بگیرم…ببین ..
من یه دل دارم که کارش منت کشیدنه….تو مقصر نیستی خودم خواستم کنار آرزوهات اردو بزنم

مهم نیست کجا مینویسی اما....
برای انان بنویس که با خواندنت خواندند و با گریستنت گریستند ....”
و
برای کسی بنویس که تا ابد فرصت نوشتن به او را داشته باشی“…
من باور دارم ایمان دارم به این گفته ات که
” آنچه تمام میشود هیچگاه نبوده است و آنچه آغاز میشود هرگز پایان
نخواهد یافت”
من دانه دانه کلمات را زیسته ام
همیشه خواهی بود
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:8 توسط پونه
|
سلام خیلی خوش اومدی.این وبلاگ متعلق به یه نگاه منتظروخسته است.حتما تمام متن هامو کامل بخونید بعد نظر بذارید.خوشحال میشم متن های قشنگتون رو برام بفرستید.....نظر یادتون نره