دلنوشت
چند وقتیه که گوشیم خاک میخوره بس که هیچ صدایی ازش بلند نمیشه
اما هر شب کنارمه و اونقد بهش زل میزنم و انتظار میکشم تا خوابم میبره
نصف شبا وقتی بیدار میشم یه نگاه به صفحه اش میندازم تا ببینم اس یا زنگ نزده..
چه انتظار عجیبی...
بعضی وقتا که میبینم پیام برام اومده قلبم تند تند میزنه
اما جز همراه اول کسی نیست..اگه به خودم بود
واسه همیشه قید گوشی داشتن رو میزدم اما دلم قبول نمیکنه هنوز چشم انتظاره
اما باید همین کارو کنم خاموش میکنم و به زندگیه پوچم ادامه میدم..
شاید یه روزی وقتی زنگ زد و از اون ور خط شنید
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
قلبش واسه یه بارم لرزید اون موقع میفهمه بدون من نمیتونه.....
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:22 توسط پونه
|
سلام خیلی خوش اومدی.این وبلاگ متعلق به یه نگاه منتظروخسته است.حتما تمام متن هامو کامل بخونید بعد نظر بذارید.خوشحال میشم متن های قشنگتون رو برام بفرستید.....نظر یادتون نره