دلنوشته ی خودم
اون منو دوست نداشت اما من جونمو فداش کردم
از همه چی گذشتم تا عشق اونو داشته باشم
نمیدونم چرا؟؟؟
چرا بازیم داد؟......چرا نگفت دوستم نداره؟
من که واسش هیچی کم نذاشتم خودشم میدونست
میدونست عشقم پاکه اما با این وجود با احساسم بازی کرد
دلم براش میسوزه که اینقدر بی لیاقت بود
خیلی بیچاره ست خیلی.........
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13:45 توسط پونه
|
سلام خیلی خوش اومدی.این وبلاگ متعلق به یه نگاه منتظروخسته است.حتما تمام متن هامو کامل بخونید بعد نظر بذارید.خوشحال میشم متن های قشنگتون رو برام بفرستید.....نظر یادتون نره